أبو الحسن الشعراني

149

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

چون تكليف منحصر به عقلى بوده است ، حجّت همان عقل بود ، پس از آن‌كه خدا خواست تكليف شرعى كند ، حجّت - يعنى پيغمبر - فرستاد . « 1 » أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ « 2 » مؤلف : منزل‌هاى رفيعه و منصب‌هاى منيعه و درجه‌هاى بلند و مرتبه‌هاى ارجمند نامزد بلاكشان باديهء محنت و نامرادان زاويهء مشقّت كرده‌اند . هر بلائى را عطائى با وى است * هر كدورت را صفائى درپى است زير هر رنجى است گنجى معتبر * خار ديدى چشم بگشا گل نگر علّامه شعرانى : آسايش جسد روح را متوجّه دنيا مىكند و از ادراك روحانيان باز مىدارد ؛ چون تربيت جسد و تدبير آن او را مشغول داشته ، امّا رنج و بلا روح را فى الجمله از بدن مأيوس مىكند و از تدبير بدن فى الجمله دست برمىدارد و متوجّه عالم خود مىگردد . و از اينجا بايد متنبّه گشت كه چون از همه‌جهت دست از بدن بردارد و جز ادراك و روحانيّات بر او نماند ، همان‌ها براى او جسمانى شود كه يا عذاب دائم است و يا ثواب ابد . « 3 » كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ « 4 » . مؤلف : و از عطا روايت كرد ابن جريج كه از او پرسيدم وجوب جهاد ، گفت : بر ايشان واجب بود ، يعنى صحابهء رسول ، [ امّا ] بر ما واجب نيست . همانا مراد آن بوده باشد كه بر ما واجب نيست ، براى آن‌كه شرايط وجوبش حاصل نيست . از جمله شرايط او وجود امامى عادل بود يا آن‌كه امام او را نصب كند براى جهاد و بىامام جهاد واجب نبود ، مگر آن‌كه كافران بر مسلمانان غلبه كنند ، آن‌گه على سبيل الذبّ عن

--> ( 1 ) . روح الجنان ، ج 2 ، ص 165 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) آيهء 214 . ( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 1 ، ص 488 . ( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 216 .